جوک

طنز

پیامک ها

مرامنامه خرید بک لینک شرکت نرم افزاری عارف رایانه ویکیوز

به سایت تفریحی جوک های 20 خوش آمدید

به دلیل بروز بودن سایت از صفحات دیگر هم بازدید کنید

جوک های بیست را با فرستادن جوک های خود یاری کنید

در این بخش از سایت جوک های بیست توجه شما را به دو حکایت زیبا جلب میکنیم. امیدواریم که از خواندن این دو حکایت لذت ببرید و پند ان را در زندگی خود بکار ببرید . برخی حکایت ها درس بزرگی را به همه ما میدهند.

داستان کوتاه آموزنده از افلاطون

حکایت از افلاطون و دو داستان کوتاه آموزنده از افلاطون

این دو حکایت اموزنده را در زیر مطالعه کنید. امیدواریم که بهره کافی و درس عبرت لازم را از ان بگیرید.

زشتی و زیبایی : داستان کوتاه آموزنده

روزی، آدم نادانی که صورت زیبایی داشت، به « افلاطون» که مردی دانشمند بود، گفت: ” ای افلاطون، تو مرد زشتی هستی”.

افلاطون گفت: « عیبی که بود گفتی و آن را به همه نشان دادی، اما آنچه که دارم، همه هنر است، ولی تو نمی توانی آن را ببینی. هنر تو، تنها همین حرفی بود که گفتی، بقیه وجود تو سراسر عیب است و زشتی. بدان که قبل از گفتن تو، خود را در آینه دیده بودم و به زشتی صورت خودم پی برده بودم. بعد از آن سعی کردم وجودم را پر از خوبی و دانش کنم تا دو زشتی در یک جا جمع نشود. تو مردی زیبارو هستی، اما سعی کن با رفتار و کارهای زشت خود، این زیبایی رابه زشتی تبدیل نکنی”.

زنگ تفریح : داستان کوتاه خوشبخت ترین زن دنیا

 بزرگوار مردی : داستان کوتاه آموزنده

آورده اند که روزی مردی به خدمت فیلسوف بزرگ افلاطون آمد و نشست و از هر نوع سخن می گفت. در میان سخن گفت: « امروز فلان مرد از تو بسیار خوب می گفت که افلاطون عجب بزرگوار مردی است و هرگز کسی چون او نبوده است.»

افلاطون چون این سخن بشنید سر فرود برد و سخت دلتنگ شد.

آن مرد گفت:« ای حکیم! از من تو را چه رنج آمد که چنین دلتنگ شدی؟»

افلاطون پاسخ داد:« ای خواجه! مرا از تو رنجی نرسید. ولی مصیبت بالاتر از این چه باشد که جاهلی مرا ستایش کند و کار من او را پسندیده آید؟ ندانم کدام کار جاهلانه کرده ام که او خوشش آمده و مرا به خاطر آن ستوده است.

امیدواریم از این بخش از سایت جوک های بیست خوشتان امده باشد و از این دو حکایت بهره کافی را برده باشید. از بخش های دیگر سایت ما هم دیدن کنید.