شرکت نرم افزار عارف رایانه

مطالب مرتبط با داستان

نرم افزار مطب

نوشته تصادفي

تبلیغات متنی

برچسب های پرکاربرد

Joke جوک جدید اس ام اس اس ام اس جالب اس ام اس جدید اس ام اس خنده دار اس ام اس عاشقانه الکی مثلا جوک جوک الکی مثلا جوک باحال جوک باحال جدید جوک جالب جوک جدید جوک جدید الکی مثلا جوک خفن جوک خنده دار جوک های خفن جوکهای خنده دار جوک های خنده دار خاطرات خنده دار طنز طنز باحال طنز جدید عاشقانه لطیفه خنده دار مسیج مسیج جدید مطالب خنده دار پیامک پیامک جدید

داستان کوتاه عبرت انگیز تاجر

شما اینجا هستید: خانه » داستان » داستان کوتاه » داستان کوتاه عبرت انگیز تاجر

متاسفانه بسیاری از ما ادمها درگیر دنیا دوستی خود شده ایم و هیچ وقت یادمان نمی ماند که این دنیا گذری است. در این بخش از سایت جوک های بیست داستان اموزنده ای را برایتان گرداوری کرده ایم. این داستان ماجرای تاجری است که 4 زن دارد. ببینید که او چگونه با این زن ها رفتار می کند.

داستان کوتاه عبرت انگیز تاجر

داستان کوتاه عبرت انگیز تاجر

داستان کوتاه تاجر

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با خریدن جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه خوشحال می‌کرد. بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می‌داد.‌‌

زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می‌کرد. اگرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او تنهایش بگذارد.

واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست داشت. او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب همسرش بود. مرد در هر مشکلی به او پناه می‌برد و او نیز به تاجر کمک می‌کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

اما زن اول مرد، زنی بسیار وفادار و توانا بود که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش بود.

در زندگی بود که اصلا مورد توجه مرد نبود. با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می‌کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت. ( داستان کوتاه تاجر )

ادامه داستان کوتاه عبرت انگیز تاجر

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت: ‌من اکنون 4 زن دارم، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت و تنها و بیچاره خواهم شد!

بنابراین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهایی‌اش فکری بکند.

اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت: من تو را بیشتر از همه دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می‌شوی تا تنها نمانم؟ ( داستان کوتاه عبرت انگیز تاجر )

زن به سرعت گفت : هرگز و مرد را رها کرد.

ناچار با قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت:‌ من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟

زن گفت: البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است. تازه من بعد از تو می‌خواهم دوباره ازدواج کنم قلب مرد یخ کرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت: تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید تو از همیشه بیشتر می‌توانی در مرگ همراه من باشی؟

زن گفت : این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می‌توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ،متاسفم! گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.

در همین حین صدایی او را به خود آورد:

من با تو می‌مانم ، هرجا که بروی،

تاجر نگاهش کرد، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوءتغذیه، بیمارش کرده باشد. غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود .

تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت: باید آن روزهایی که می‌توانستم به تو توجه می‌کردم و مراقبت بودم .

نتیجه داستان کوتاه عبرت انگیز تاجر

در حقیقت همه ما چهار زن داریم!

• زن چهارم بدن ماست که مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنیم وقت مرگ، اول از همه او ما را ترک می‌کند.

• زن سوم دارایی‌های ماست. هر چقدر هم برایمان عزیز باشند وقتی بمیریم به دست دیگران خواهد افتاد.سری جدید جوک های دقت کردین

• زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند. هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارمان کنارمان خواهند ماند.

• زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می‌کنیم.او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد، اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.

امیدواریم از داستان تاجر خوشتان امده باشد و فهمیده باشید که دنیا گذری است. پس خیلی به ان وابسته نشوید.


# # # # # # # # # # # #

مطالب پیشنهادی

داستان کوتاه فاصله قلب ها

داستان کوتاه و خواندنی فاصله قلب ها

اس ام اس شب یلدا جدید و عاشقانه

اس ام اس شب یلدا جدید و عاشقانه سری اول

جوکهای خنده دار و جوکهای جالب و جوکهای خواندنی و جوک جدید و جوک طنز

جوک جدید و جوک خنده دار باحال و جوک ۱۳۹۶

شعر طنز اگر سهراب سپهری الان دانشجو بود ۱

شعر طنز اگر سهراب سپهری الان دانشجو بود

پربازدید های داستان , داستان کوتاه , طنز

نظرات شما

You must be logged in to post a comment.